خدایا! دردی به من بده که تو را لحظه ای از یاد نبرم
خدایا! هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم. سلام دوستاي گلم اين مدتي كه نبودم يه سري مشكلاتي واسم پيش اومده بود كه نتونستم بيام نت و به كامنتهايي كه گذاشتين جواب بدم .ممنون كه تنهام نذاشتين. ببخشيد كه اينقد دير ميام بهتون سر مي زنم. ابلیس گفت: خداوندا ! بندگان تو، تو را دوست همی دارند و عصیانت همی کنند اما مرا دشمن همی دارند ولی اطاعتم همی کنند. جوابش آمد ما اطاعت ایشان از تو را به دشمنیشان با تو بخشیدیم و هر چند که با همه ی عشق اطاعتمان نکنند ایمانشان را پذیرفتیم. خدا جونم دوست دارمممممممممم فرق آدم با ابلیس ابلیس به پنج علت بدبخت شد: 1. اقرار به گناه نکرد 2. از کرده خود پشیمان نشد 3. خود را ملامت نکرد 4. تصمیم به توبه نگرفت 5. از رحمت خدا ناامید شد اما ادم به پنج علت سعادتمند شد: 1. اقرار به گناه 2. پشیمانی 3. سرزنش خود 4. تعجیل در توبه 5. امید به رحمت حق خداوند! آسان بهشتم بخشیدی و سخت گرفتم و زمین برگزیدم و سخت غرق خطا شدم و آسان ممنوعه ها بسیار چیدم آنقدر که انگار دیگر سخت میشد بر من آسان گرفت و از من گذشت ولی باز هم به آسانی از من گذشتی از من گذشتی و بخششم بخشیدی پیوسته انگاشتهام چه سهل است چه سهل است خویش را رها کردن و پرواز نکردن وچه زحمتی است سختی پرواز نکردن و اوج گرفتن پس به این اندیشه ی گژ رها کردم خویش را و به زمین سقوط کردم و چه می دانم خدایا چقدر پرواز و اوج نیاز است برای بازگشت بهشت بازگشت به سمت تو خداوند و هنوز غافلم و هنوز غافلم که در عسر دنیا دستهای تو یسر اند و پروازم می دهند بی هیچ سختی به سمت دوباره بهشت اگر سخت نگیرم آسانیت را خداوند نزدیک تر از ... . (( بر فرقش کی اثر می کرد شمشیر گمانم ابن ملجم یا علی گفت)) نفرین بر دستهایی که تیغ بر فرق عدالت زد! نفرین بر دست هایی که ماه را دو نیم کرد! گمانم این «شق القمر» شیطان بود! آه، علی! روزی که قرار بود به زمین بیایی، کعبه از میان شکافت و نخستین میزبانت در زمین شد، و تو در همان پلک اول، بوی خدا گرفتی. حالا که شصت و سه سال از آن روز میگذرد و تو مسافر آسمان هستی، تقدیر این است که این بار تو با فرق شکافته، از «محراب نماز» به ملاقات خدا بروی. شهادت اولین شهید محراب تسلیت باد در آغاز هیچ نبود و کلمه بود و کلمه نزد خدا بود.خداوند اما کلمه هایش را به آدمی بخشید و جهان پر از کلمه شد. منبع:از وب شیما جون www.shima-g.blogfa.com برخی مردم غیر منطقی،خود محور و متعصب هستند در هر حال آنها را ببخش! اگر مهربان باشی مردم تو را متهم میکنند که پشت این مهربانیها هدفهای خود خواهانه پنهان شده است در هر حال تو مهربان باش! اگر موفق شوی دوستان دروغین و دشمنان واقعی بدست خواهی آورد در هر حال موفق شو! اگر صادق و صریح باشی ممکن است تو را فریب دهند در هر حال صادق و صریح باش! چیزی را که برای ساختنش سالها تلاش کردهای می توانند در یک شب نابود کنند در هر حال تو بساز! اگر آرامش و خوشبختی را بیابی مورد حسد واقع میشوی در هر حال به دنبال خوشبختی باش! کار خوب امروز تو معمولا فردا فراموش میشود در هر حال تو کار خوبت را انجام بده! بهترینهایت را به دنیا بده و این ممکن است هرگز کافی نباشد در هر حال تو بهترینهایت را به دنیا بده! بدان در آخر هر چه بوده بین تو و خداست در هر حال هیچ کدام بین تو و آنها نبوده! خداوندا ! مرا در این روز برای اقامه و انجام فرمانت قوت بخش و حلاوت و شیرینی ذکرت را به من بچشان و برای ادای شکر خود به کرمت مهیا ساز و در این روز به حفظ و پرده پوشی مرا از گناه محفوظ بدار؛ ای بصیرترین بینایان عالم. خداوندا ! مرا در این روز از توبه و استغفار کنندگان قرار ده و از بندگان مطیع خود مقرر فرما و هم در این روز مرا از دوستان مقرب در گاه خود قرار ده به حق لطف و رافتت ای مهربانترین مهربانان عالم. خداوندا !مرا در این روز بواسطهی ارتکاب عصیانت خوار مساز و به ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن و از موجبات خشم و غضبت دورم گردان بحق احسان و نعمتهای بی شمارت ای منتهای آرزوی مشتاقان. خداوندا ؛ روزهی مرا در این روز مانند روزهداران حقیقی قرار ده و اقامهی نمازم را مانند نماز گزاران واقعی بپذیر و از خواب غافلان (از یاد تو) هوشیار و بیدارم ساز و هم در این روزاز جرم و گناهم درگذر و مرا ببخش و زشتیهای مرا بر من عفو نما ای عفو کنندهی گنهکاران و ای محبوب عالمیان. خداوندا ؛ مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم و غضبت دور فرما و برای قرائت آیات قرآنت موفق گردان؛ به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان عالم. خداوندا ؛ در این روز مرا هوش و بیداری در کار طاعتت نصیب فرما و از سفاهت و جهالت و کار باطل و بیهوده دور گردان و از هر خیری که در این روز نازل میفرمایی مرا در آن نصیبی بخش؛ به حق جود و کرمت ای بخشنده ترین بخشندگان عالم. خدا جونم دوست دارمممممممم خداوند! نمی دانم پیش از تصویر شدن آن قدر قابل و ارزش بودهام که در تصور تو پیدا بوده باشم ویا در دم که تصورم کردی تصویر شدم هر چه هست گاهی که نقش میزدهای و صورتم می کردی را عاشقانه دوست دارم تصور کودکانه میگوید که چه زیباست دستان نگارندهی تو در بطن تاریک مادر که می نگارندم حال آنکه خداوند آدمِ اردهی تو چه روشن بوده است در لحظه خلقتم و من با این همه زشتی که همراه خویش کردهام چه زیبا بودهام آنگاه که قلم بِافرین تو بر بوم خلقت صورتم میکرد و چه کسی خواهد بود خداوند هیچ هیچ که بتواند جز تو به دانایی و توانایی بد گِلی هایم را بزداید و دوباره همان زیبا و خوش گِل باشم که تو، دستان تو صورتم کرد خداوند نزدیک تر از ... .
![]()
![]()
![]()
دوستت دارم با تمام وجودم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من اما از تمام کلمه های دنیا تنها یک کلمه را برگزیده ام و همه جمله هایم را با همان یک کلمه می سازم.با همان یک کلمه حرف می زنم،شعر می گویم و می نویسم.آن یک کلمه هم فعل است و هم فاعل،هم صفت است و هم موصوف.احتیاجی به حرف اضافه ندارد.متمم نمی خواهد.هیچ قیدی هم ندارد.آن یک کلمه خودش همه چیز است.
و من با همان یک کلمه است که می بینم و راه می روم و نفس می کشم.با همان یک کلمه عشق می ورزم و زندگی می کنم.
آن یک کلمه غذای روح من است،بی او گرسنه خواهم ماند.خانه من است،بی او آواره خواهم شد.بی او بی کس می شوم،غریب و تنها.این کلمه همه دارایی من است و اگر روزی شیطان آن را از من بدزدد،آن قدر فقیر می شوم که خواهم مُرد.
من با همین کلمه با درخت ها حرف می زنم.آنها منظورم را می فهمند و برگهایشان را برای من تکان می دهند.این کلمه را به گنجشک ها که می گویم،در آسمان حیاطمان جشن می گیرندو با هم ترانه می خوانند.به نسیم می گویم،آن قدر ذوق می کند که شهر به شهر می چرخد و میگرددو می رقصد.و به ابر ها که می گویم،چنان خوشحال می شوند که یک عالم نقل و نبات برف و باران روی سرم می پاشند.
این کلمه،این کلمه عزیز و دوست داشتنی،حرف رمز من با همه چیز است. اما به آدم ها که می گویم ...
بگذریم،دلم گرفته،من زبان شما را بلد نیستم.من توی این شهر غریبم.کسی منظورم را نمی فهمد،کسی جوابم را نمی دهد...اما تو فرق می کنی.تو از جنس آفتاب و درخت و پرندهای.تو آن کلمه را بلدی و سالهاست که آن راگوشه قلبت نگه داشته ای.پس من آن رمز را به تو خواهم گفت.آن کلمه کوچک اسم بزرگ خداوند است
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


